معين الدين محمد زمچى اسفزارى
178
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
و شرفات متين رفيع آن تعجب مينمود بعد از آن فرمود تا از هرطرف شهر ده هزار مرد جنگى شهر را احاطه كردند و از خشت و خاك و اشجار و خاشاك خندق را بينباشتند چنان كه پياده و سوار آسان بپاى باره و حصار مىرفتند سپاهيان مرو از دروازهها بيرون آمده بجنگ در پيوستند و در يك ساعت قريب بهزار كس از سپاه كفار بقتل آوردند تولى خان چون تهور و جلادت و بسالت ايشان بديد بحدت تمام از ميان سپاه بيرون رانده بجنگ مشغول شد و بيكبار قريب بيست هزار سوار خونخوار بر مرويان حمله كردند و بسيارى را بقتل آوردند . لفردوسى : چو برق درخشنده از تيره ميغ * همى آتش افروخت از گرز و تيغ زمين شد بكردار درياى قير * همه موجش از خنجر و گرز و تير ز خوى و ز خون خاك آوردگاه * شد آغشته تا پشت ماهى و ماه و تا بيست و دو روز برين منوال ميان ايشان جنگ و جدال و كوشش و قتال بود آخر به صلح پيش رفتند و امام جمال الدين را كه از اكابر ائمهء مرو بود با ده تن از فقها پيش تولى خان فرستاده التماس عفو و اغماض نمودند . تولى خان ايشان را بنواخت و امام را بتشريف خاص و همراهان او را بخلعت فاخر اختصاص بخشيد چون ايشان باز آمدند روز ديگر مجير الملك « 1 » با ده تن ديگر باميد عفو و امان پيش تولى خان رفت و چون بدرگاه رسيد امرا او را بازداشتند و تكليف كردند تا مبلغ چهار صد هزار دينار بر چهار صد خواجه مالدار نسخه نوشت و بديشان داد . چون شهر بىسر و بىسردار شد مغولان خواجها را از شهر بيرون مىآوردند و شكنجهاى عظيم مىكردند با نقود و عروض و نفايس اموال و رغايب و اثقال چندان
--> ( 1 ) - اندكى پيش اين نام را مجد الملك نوشته است .